این ها سؤالات و جملاتی ست که مکرراً از جانب دوستان به اصطلاح تغییر رشته ای مطرح می شود. داوطلبانی که برای ادامه تحصیل، رشته روانشناسی را به عنوان یک گزینه انتخاب کرده اند ولی بنا به عوامل مختلف در این انتخاب تردید دارند.
برخی از ما رشتههای مقطع لیسانس خود را بدون آگاهی کافی، بدون شناخت لازم از تواناییهایمان، یا حتی از سر اجبار انتخاب کردهایم. عدهای پس از ورود به دانشگاه به رشته خود علاقمند میشوند و عدهای روز به روز بیعلاقهتر.
اگر تصمیم دارید رشته روانشناسی را برای مقطع ارشد انتخاب کنید بهتر است در این انتخاب تأمل بیشتری داشته باشید؛ چرا که موضوع این رشته خود ما انسان ها هستیم و مقداری از علاقه در همه ی ما طبیعی است و یک علاقه ی عمومی، دلیل کافی برای انتخاب «تحصیل» در این رشته نیست.
اهمیت این موضوع فقط مربوط به تغییر رشته ای ها نیست، بلکه داوطلبان فارغ التحصیل کارشناسی همین رشته را نیز در برمی گیرد. گاهی انگیزه هایی برای انتخاب رشته روانشناسی مطرح می شود که دلیل کافی برای تحصیل در این رشته نیستند؛ دلایلی از قبیل: کمک به دیگران (که رسیدن به این هدف در همه ی رشته ها ممکن است)، حل مشکلات شخصی، رهایی از اضطراب و افسردگی و دیگر مشکلات خود، کمک به حل مشکلات خانوادگی خود، درآمد بالا و ...
این دلایل خوب هستند ولی زمانی باعث انتخاب اشتباه می شوند که یکی از آن ها، تنها دلیل باشد.
در هر حال ما انسان ها در زمینه های مختلف زندگی، ناگزیر از انتخاب هستیم. اگر کسی در طول عمرش، اکثر انتخابهایش صحیح، عاقلانه، مبتنی بر واقعیت و به دور از توهم و گمان باشد، کارنامه مثبتی از خود به جا خواهد گذاشت. آدمهای ناموفق نیز کسانی هستند که در کارنامه زندگیشان، تعداد انتخابهای درست و عاقلانهشان، کمتر از انتخابهای عجولانه، احساساتی و کم عمق و بیپایه آنهاست.
زمان انتخاب لحظه حساسی است. چرا که با این تصمیمگیری ، سرنوشت خودمان را رقم میزنیم. با انتخاب درست میتوانیم از منابع (مادی، مالی، انسانی و اطلاعاتی) به شیوهای مناسب بهرهبرداری کرده و از اتلاف این منابع جلوگیری کنیم.
انتخاب باید با آگاهی صورت گیرد. منظور از آگاهی، دانش نسبت به مسائلی است که انتخاب ما را تحت تأثیر خود قرار میدهد.
ما در محیطی به سر میبریم که عوامل تاثیرگذار بیرونی متعددی در آن وجود دارد. از سوی دیگر، اهداف، ارزش ها، علایق و خواستههایی داریم که مایل هستیم به آنها برسیم.
بدون توجه به واقعیتهای پیرامون قادر نخواهیم بود به آرمانهایمان دست یابیم. بدون آرزوها و آرمانهای درونی نیز محیط پیرامون، ما را به هر سویی میکشد و حاکم مطلق و بیچون چرا بر زندگی ما خواهد شد. آشتی دادن میان عوامل درونی و محیط پیرامون، هنر بسیار بزرگی است.
از این رو باید تلاش کنیم در انتخابهایمان ضمن توجه به واقعیت های بیرونی، آگاهی لازم را درخصوص جوانب مختلف آن کسب کنیم. کسی که انتخاب میکند، میداند که به دلیل آزادی عملی که از آن برخوردار است، مسؤولیت نیز خواهد داشت.
انتخاب رشته برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و در پی آن شغل، به دلیل تاثیر زیادی که در تعیین سرنوشت افراد دارد تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم میشوند. عوامل بیرونی تا حدودی از اختیار فرد خارج است و به صورت غیرمستقیم انتخاب او را تحت تأثیر قرار میدهند. اما عوامل درونی تا حد زیادی در کنترل فرد قرار دارد.
ویژگی های شخصیّتی از جمله عوامل درونی مؤثر بر این انتخاب است که خوشبختانه به راحتی با انجام آزمون هایی قابل تشخیص است. از جمله این آزمون ها، آزمون «مایرز-بریگز» است.
با توجه به تعداد قابل تأمل داوطلبانی که در آزمون کارشناسی ارشد، تصمیم به تغییر رشته دارند و برای این انتخاب در تردید هستند، در گروه آموزشی کیهان بر آن شدیم که در این انتخاب همراه شما عزیزان باشیم. در این همراهی از آزمون مایرز-بریگز استفاده خواهیم کرد. در ادامه با این آزمون آشنا می شویم.
آشنایی با آزمون تحلیل شخصیت وشغل مایرز - بریگز ( MBTI )
ویژگیهای شخصیتی Personality ، به ویژگیهای پایداری که رفتار یک فرد را تعیین میکند گفته میشود. یکی از آزمونهای شخصیتی که بسیار استفاده میشود MBTI نامیده میشود که شامل ۱۰۰ تست است که ازافراد میپرسد، در موقعیتهای معین معمولاً چه احساسی دارند و چگونه عمل میکنند.
انواع شخصیت :
برون گرا در مقابل درون گرا EXTROVETEDVS INTROVERTED
برون گرا : معاشرتی، اجتماعی، و مثبت هستند .
درون گرا : در خود ، ترسو ، ساکت ، معاشرتی نیستند ، اجتماعی نیستند .
حسی در مقابل شهودی SENSING VS.INTUITIVE
متفکر در مقابل احساسی THINKING VS.FEELING
ادراکی در مقابل قضاوتی PERCEIVING VS.JUDING
( MBTI ) چیست ؟
MYERS - BRIGGS TYPE INDICATOR
مفهوم تیپ شخصیتی توسط کارل یونگ و دو زن روانپزشک آمریکایی کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز میرز برای اولین بار مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی و تحقیقات مفصل کاترین میرز و دخترش تیپ شخصیتی تمام افراد را در شانزده تیپ ( ESTP - ESFP - ISTP - ISFP - ESTJ - ESFJ - ISTJ - ISFJ - ENTJ - ENTP - INTJ - INTP - ENFP - ENFJ - INFP - INFJ ) دسته بندی کردند و آزمون تیپ شخصی را که امروزه به آزمون میرز-بیگرز موسوم است، تدارک دیدند. این تست مفصلی است که تیپهای شخصیتی را اندازه گیری می کند. با توجه به نظریه کاترین میرز تمامی مردم در یکی از این شانزده تیپ قرار می گیرند. این بدان معنا نیست که انسان ها منحصر به فرد نمی باشند.
تمام تیپ های شخصیتی به یک اندازه ارزشمند هستند. هیچ تیپ شخصیتی بهتر یا بدتر نیست،تیپ شخصیتی افراد بیانگر میزان هوش افراد نیست و نمی توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش بینی کرد. اما روانشناسان با توجه به تیپ شخصیتی اشخاص، میفهمندکه چه عواملی به آنها انگیزه می دهد و در شرایط گوناگون چه رفتاری بروز می دهند. گفتنی است که در برخی از کشورها از آزمون MBTI در مصاحبه استخدام استفاده میشود.
در واقع به کمک این ابزار می توان ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی را بررسی کرد. درنهایت این ترجیحات به تفاوت در یادگیری، برقراری ارتباطات، مدیریت تضاد و روابط منجر می شود.(ترجیحات بیان شده توسط این ابزار برگرفته از فرایندهای روانی انسانی است)
ابزار مایرز- بریگز ، یک ابزار برای ارزیابی شخصیت است که در حال حاضر استفاده از آن بسیار متداول شده است. سالانه بین 3 تا 5 میلیون نفر در جهان توسط این ابزار خودسنجی، مورد سنجش قرار میگیرند که گاه به صورت کامپیوتری نیز مورد استفاده قرار میگیرد .
این ابزار به صورت گسترده ای برای سنجش اعتبار و روایی آزمایش شده و میتوان گفت که به صورت گستردهای توسط افراد غیر روانشناس نیز، استفاده شده است و در عالم تجارت نیز از آن استفاده وسیعی بهعمل می آید. (Murray , 1990 )
این ابزار برای تفکیک افراد نیست، بلکه تنها ابزاری است که اجازه میدهد ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی فهمیده شود. این ترجیحات در نهایت به تفاوت در یادگیری، اشکال ارتباط، مدیریت تضاد و روابط منجر میشود. این ابزار روانشناختی، یک ابزار خودسنجی و پرسشنامه های بسته شامل 100تا160 پرسش است که ترجیحات افراد را با 16 گروه شخصیتی بیان می دارد. (رابینز، 1995 )
این تیپها به صورت ویژگیهایی دو قطبی و متضاد بیان میشوند. افراد با توجه به نظریه تیپ شخصیتی از یکی از 4 حالت زیر در رفتار خود استفاده میکنند:
1- چگونه یک شخص انرژی میگیرد؟ از طریق برونگرایی (E) در مقابل درونگرایی (I)؛
2- چه اطلاعاتی را فرد دریافت میکند؟ از طریق حس گرایی(S) در مقابل شهودگرایی(N)؛
3- چگونه یک فرد تصمیم میگیرد؟ تفکری (T) در مقابل احساسی(F)؛
4- سبک زندگی که فرد میپذیرد: قاطعیت (J) در مقابل انعطاف پذیری(P).
در یک مطالعه با استفاده از MBTI که برروی دانشجویان دانشگاه به عمل آمد، مشخص شد که علائق شغلی آنها تا اندازه زیادی با تیپهای روانشناختی یونگ ارتباط داشته است. درونگراها علاقه زیادی به مشاغلی داشتند که مستلزم تعاملهای نزدیکی با سایر افراد نبود ، مانند مشاغل فنی و علمی ، برونگراها بیشتر به مشاغلی علاقه مند بودند که سطوح بالایی از تعامل اجتماعی را فراهم میکردند، مانند فروشندگی و روابط عمومی.
در پایان باید گفت، اگرچه (MBTI) ترجیحات شخصیت افراد را مشخص می کند، اما اینطور نیست که این ترجیحات تغییر پیدا نکنند، بلکه افراد می توانند با کسب آموزشهایی خاص، از یک نوع شخصیت غالب خارج شوند و به حالت مکمل آن در بیایند.
نکته مثبت MBTI این است که نقاط قوت و ضعف افراد را در شرایط مختلف مشخص میکند و به آنها در تلاش برای تغییر و بهبود آنها کمک می نماید.
توجه: این نوشته از سایت همکاران گرامی کیهان روانشناسی برای مکتب زندگی کپی گرفته شده است.